خرید بک لینک
نسیان!نسیان! قربان از قبل دانسته های خدا بروم!ناممان را از مصدر نسیان گرفتتا ثابت کندبی وفایی در سرشتمان است!زودهمه چیز رافراموش می کنیمحتی خودش را!سلام!میدونم!باید میومدم!ولی نمیتونستم!باید مرور زمان یه چیزایی رو اینجا تو گرد و خاک غرق می کردتا وقتی بعد مدتها میام،دیدنشون آزارم ندهجمعشون کنم از پنجره بریزمشون بیرون!مثل کاری که بودائیا با خاکستر مرده هاشون می کنن!پ.ن:جناب سسس!!یا همون دادا محمد خوبمون http://vbnm./آپیده اند و فرموده اند تمامی دوستان مشترک به خدمتشان برسند!دوستان مشترک به خدمتشادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رادین موسوی‌پور تاريخ: سه شنبه 6 مرداد 1405 ساعت: 20:20

زن!چون دخترم!و در دنیا دختری پیدا نمی شود از رنگ ملایم یک گل به وجد نیاید!جزئیات بیشتر درباره زن!صورت، زنند، کارشان، حافظه، کنندگونهاما بیزار می شوموقتی جای دو جفت چشم ساده و روشندو گلوله خاکستری و مرموزبررسی کامل زن!زل می زنند توی صورت آدم!جای یک لب نجیبیک توده گوشت جلفنکات مهم زن!جیغ می زنند روی صورت آدم!کاش به همان سرخاب سفیدابهای جهاز مادرانمان قناعت می کردیمکه کارشان رنگ و روح دادن بود!آن چشم هاآفریده نشدندکه از سنگینی ریمیلنتوانند تکان بخورند!نتوانند خوب ببینند و درک کنندآن لبها آفریده نشدادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رادین موسوی‌پور تاريخ: سه شنبه 6 مرداد 1405 ساعت: 20:20

ولی هنوز که هنوزه،این خونه برام آرامشبخش ترین جای دنیاست

دقت کردین آدما از هر جا و هر کسی که بیشترین آرامشو ازش می گیرن،فرار می کنن؟!

حواسمون نیست،ما برده تکنولوژی شدیم!

رفیقم کجایی،دقیقا کجایی؟

تکنولوژی ای که روز به روز مارو از هسته به پوسته می رسونه!

از اشتراک افکار به اشتراک عکس ها!

از باطن به ظاهر!

دلم برای بهمن 89 تنگ شده.برای روزی که با کلی ذوق اینجارو ساختم...

برچسب: نویسنده: رادین موسوی‌پور تاريخ: سه شنبه 6 مرداد 1405 ساعت: 20:20

آپم! (چایی دم کردم)تا یکی یه پست جدید میذاشت،انگار یه قوری چایی دم کرده باشه میرفت در خونه دوستاش! اونجام اگه صاحبخونه چایی تازه دم داشت یه قلپ می خورد و در قالب نظر یه گپ و گفتی می کرد .بعدشم به دوستش می گفت منم چایی دم کردم،بیا هااا! میخ...اونایی که بی سوادی سیاسی یه بازیگر زن رو مسخره می کنن،خودشون در راستای آگاهی سیاسی،اقتصادی و اجتماعی زن ها چه قدمی برداشتن؟! مگه نه اینکه باید فرهنگ سازی بشه و محیط مجازی جذاب مثل اینستاگرام و فیس بوک،علاوه بر سرگرمی ،جنبه های مفید دیگه ای هم داشته باشه! هومادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رادین موسوی‌پور تاريخ: سه شنبه 6 مرداد 1405 ساعت: 20:20

خیلی خسته ام رییس،خسته از تنها سفر کردن،تنها مثل یک چلچله در زیر بارون،خسته از اینکه هیچ وقت رفیقی نداشتم پهلوم باشه و ازم بپرسه که از کجا اومدم،به کجا میرم یا چرا؟!انقدر خسته ام از اینکه آدما همدیگرو اذیت میکنن،خسته ام از تمام دردهایی که تو دنیا حس میکنم و می شنوم،هروز دردهام بیشتر میشه درد تو سرم مثل خرده های شیشه است،تمام مدت،میتونین بفهمین؟ جان کافی - مسیر سبز! ادامه مطلب

برچسب: مسیر, نویسنده: رادین موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 19:45

ماه عسل میلاد! گوش میلادها و فاطمه ها و شاهین ها را بگیرید!بگیرید نه اینکه بزنید! این بچه ها تا حالا به دست پدر و مادرشان نوازش هم نشده اند چه برسد به تنبیه آن هم با دستهای یک غریبه!گوش میلادها و فاطمه ها و شاهین ها را بگیرید تا این قسمت از حرفهایم را نشنوند!تا ندانند مردم این زمانه دم دستی ترین فحششان "بی پدر و مادر"استکه اگر سر و ته این واژه ها را هم آوری میشود یک کلمه"یتیم"پدر و مادر نداشتن کهادامه مطلب

برچسب: میلاد, نویسنده: رادین موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 19:45

آدمها موجودات عجیبی هستند! بعضی ها بزرگند بعضی ها کوچکند و بعضی ها حقیر! تکلیف آنهایی که سایز بندی دارند مشخص است خوبی و بدی هر چه دارند در قد و قواره خودشان است! عاریه ای نیست! اما حقیرها همانهایی هستند که نه بزرگند و نه کوچک بودن خود را باور دارند! همانهایی که در مرز میان آدمهای بزرگ و کوچک همان قد و قواره ناچیز خود را هم گم می کنند! کوچک که باشی در دلت شاید به بزرگ ها غبطه بخوری! اما حقیر که ادامه مطلب

برچسب: خودت, نویسنده: رادین موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 19:45

قربان از قبل دانسته های خدا بروم!ناممان را از مصدر نسیان گرفتتا ثابت کندبی وفایی در سرشتمان است!زودهمه چیز رافراموش می کنیمحتی خودش را! سلام! میدونم!باید میومدم!ولی نمیتونستم!باید مرور زمان یه چیزایی رو اینجا تو گرد و خاک غرق می کرد تا وقتی بعد مدتها میام،دیدنشون آزارم نده جمعشون کنم از پنجره بریزمشون بیرون! مثل کاری که بودائیا با خاکستر مرده هاشون می کنن! پ.ن:جناب سسس!!یا همون دادا محمد خوبمونادامه مطلب

برچسب: نسیان, نویسنده: رادین موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 19:45

آرایش را دوست دارم چون دخترم! و در دنیا دختری پیدا نمی شود از رنگ ملایم یک گل به وجد نیاید! اما بیزار می شوم وقتی جای دو جفت چشم ساده و روشن دو گلوله خاکستری و مرموز زل می زنند توی صورت آدم! جای یک لب نجیب یک توده گوشت جلف جیغ می زنند روی صورت آدم! کاش به همان سرخاب سفیدابهای جهاز مادرانمان قناعت می کردیم که کارشان رنگ و روح دادن بود! آن چشم ها آفریده نشدند که از سنگینی ریمیل نتوانند تکان بخورند!ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رادین موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 19:45

دلخوش به خنده های من خیره سر نباش

دیوانه ها به لطف خدا غالبا خوش اند

برچسب: دیوانه, نویسنده: رادین موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 19:45

انقدر خلوت و متروکه شده اینجا که آدم دلش میخواد به همه گناهای کرده و ناکردش اعتراف کنه ولی هنوز که هنوزه،این خونه برام آرامشبخش ترین جای دنیاست دقت کردین آدما از هر جا و هر کسی که بیشترین آرامشو ازش می گیرن،فرار می کنن؟! حواسمون نیست،ما برده تکنولوژی شدیم! تکنولوژی ای که روز به روز مارو از هسته به پوسته می رسونه! از اشتراک افکار به اشتراک عکس ها! از باطن به ظاهر! دلم برای بهمن 89 تنگ شده.برای روادامه مطلب

برچسب: رفیقم,کجایی,دقیقا,کجایی؟, نویسنده: رادین موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 19:45

یادش بخیر قدیما وبلاگ نوشتن مثل دم کردن چایی بود! باصفا و خودمونی! تا یکی یه پست جدید میذاشت،انگار یه قوری چایی دم کرده باشه میرفت در خونه دوستاش! اونجام اگه صاحبخونه چایی تازه دم داشت یه قلپ می خورد و در قالب نظر یه گپ و گفتی می کرد .بعدشم به دوستش می گفت منم چایی دم کردم،بیا هااا! میخوام نظرتو در مورد فلان قضیه بدونم،خوشحالم می کنی بیای!در خونه ها هم به روی همه باز بود! هیشکی بخاطر چشم و ابرو وادامه مطلب

برچسب: چایی,کردم, نویسنده: رادین موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 19:45

چای دم کن خسته ام از تلخی نسکافه ها

چای با عطر هل و گلهای قوری بهتر است

پ.ن:سال نو مبارک رفقای قدیمی

هنوزم حال و هوای اینجا خاص تره برام

این بیت از حامد عسگری همش ورد زبونمه این روزا

نوشته شده در جمعه بیستم فروردین ۱۳۹۵ساعت 13:49 توسط نگین|

برچسب: نویسنده: رادین موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 19:45

صفحه بندی