خرید بک لینک

آرایش را دوست دارم

چون دخترم!

و در دنیا دختری پیدا نمی شود از رنگ ملایم یک گل به وجد نیاید!

اما بیزار می شوم

وقتی جای دو جفت چشم ساده و روشن

دو گلوله خاکستری و مرموز

زل می زنند توی صورت آدم!

جای یک لب نجیب

یک توده گوشت جلف

جیغ می زنند روی صورت آدم!

کاش به همان سرخاب سفیدابهای جهاز مادرانمان قناعت می کردیم

که کارشان رنگ و روح دادن بود!

آن چشم ها

آفریده نشدند

که از سنگینی ریمیل

نتوانند تکان بخورند!

نتوانند خوب ببینند و درک کنند

آن لبها آفریده نشدند که نقش مهر و امضا را

روی حافظه های هرزه

و فنجانهای قهوه

و هر جای با ربط و بی ربط ایفا کنند!

گونه ها کارشان حفظ آبرو بود

با سیلی سرخ می شدند

نه با رنگ و ریا!

اصلا لعنت به روح کسی که

زیبایی یک زن را

به یک باران پاییزی بند کرد!

زن زیباتر از این حرفهاست که میبینید

من از زیباییهای باکره عمق وجود یک زن حرف میزنم!

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۲ساعت 2:33 توسط نگین|

برچسب: نویسنده: رادین موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 19:45

صفحه بندی