خرید بک لینک
ماه عسل میلاد!

گوش میلادها و فاطمه ها و شاهین ها را بگیرید!
بگیرید نه اینکه بزنید! این بچه ها تا حالا به دست پدر و مادرشان نوازش هم نشده اند چه برسد به تنبیه آن هم با دستهای یک غریبه!
گوش میلادها و فاطمه ها و شاهین ها را بگیرید تا این قسمت از حرفهایم را نشنوند!
تا ن
دانند مردم این زمانه دم دستی ترین فحششان "بی پدر و مادر"است
که اگر سر و ته این واژه ها را هم آوری میشود یک کلمه
"یتیم"
پدر و مادر نداشتن که عیب نیست
درد است!
کمبود است!
حسرت و عقده است!
دنیاییست عاری از عشق!
مگر میشود هر انگشت یک مربی شیرخوارگاه دستی شود و بر سر تک تک بچه ها مادرانه فرود آید؟!
مگر میشود آغوش یک مربی هر چند مهربان مثل مادر ،شبانه روز به روی دلتنگیهای کودکی باز باشد!
مادر اختصاصی ترین فرشته ایست که در کنار هر کودکی از بدو تولد بال بال میزند!
فرشته نگهبانی که خداوند برای هر کودکی مقدر کرده است تا مواظبش باشد!
پس تکلیف این همه کودک بی مادر چه میشود وقتی بچه های این دور و زمانه به هر بهانه ای حتی افتادن اسباب بازی از دستهایشان گریه میکنند!
پس تکلیف اشکهای این بی پدر و مادر ها چه میشود در قبال این بهانه ها!
ولی نه
بهانه را کودکی میگیرد که میداند به هر اخم و لرزیدن چانه ، دلی برایش میتپد. دستی نوازشش میکند و دست دیگری خواسته اش را برآورده!
اصلا مگر میشود اسم دل درد ،دلتنگی یا هر نیاز عاطفی دیگر را بهانه گذاشت!
فاطمه باهوش بود ،اما خودمانیم دیگر حرف زدن بلد نبود!
مگر این طفل معصوم که در طول زندگی 8،9 ساله اش با واژه ای به نام پدر و مادر بیگانه بود
چه قدر میتوانست از مهربانیهای پدر و مادر دو ماهه اش بگوید!
همیشه کودک شکمو زیاد میخورد،خانه پدر و خانه غریبه برایش فرقی ندارد!همه به چشم ندید بدید به او نگاه میکنند در صورتیکه او به خوردن عادت کرده ،از ندید بدید بودنش نیست!
حالا کودکی که تا به حال مهربانی را در حد چند نوازش کوتاه و چند کلمه محبت امیز وچند نگاه ترحم امیز و چند کادوی ناقابل دیده
حق دارد در مقابل تقلاهای احسان علیخانی برای شنیدن یک جمله قشنگ ،اوج خوشحالی اش را با دو کلمه مهربانی و آزادی برساند!
البته محدوده این ازادی شاید یک خانه 200 متری بیش نبود!
حالا ترمه فرهاد ظریف را با شاهین مقایسه کنید.
ترمه ای که چشم در چشم احسان علیخانی،ورجه وورجه میکرد و بالا و پایین میپرید!
و شاهینی که لحظه ورود از فرط خجالت سرش به روی سینه اش خم شده بود!
و این بزرگترین تفاوت شاهین 7،8 ساله با ترمه 4،5ساله بود!
"فقدان اعتماد به نفس"
اعتماد به نفسی که از دستها،از اغوش و از نگاه پدر و مادر بر اسکلت بچه نفوذ میکند
تا حتی اگر شیطنت میکند ،سیه سپر کند وسرش را بالا بگیرد که هی!به من چپ نگاه نکن!
من پدر و مادر دارم!
حواسمان به میلادها و فاطمه ها و شاهین ها باشد...
آخرین پیغمبرمان هم یتیم بود
پس "یتیم "واژه مقدسیست
و "بی پدر و مادر"هرگز فحش نیست!

نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر ۱۳۹۲ساعت 13:53 توسط نگین|


برچسب: میلاد, نویسنده: رادین موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 19:45

صفحه بندی